الگوي نگاره كلمه و شيوه به كارگيري آن در خواندن

يكي از شيوه هاي نوين تدريس كه بر اساس تحقيق درباره نحوه ي سواد آموزي به شاگردان، به ويژه، خواندن و نوشتن و نيز نحوه توسعه واژه هاي لازم براي شنيدن و سخن گفتن تدوين يافته است. الگوي استقرايي نگاره-كلمه است كه توسط اميلي كالهون در سال 1999 ميلادي معرفي گرديد در اين الگو، معلم با رسم، يا نصب نگاره از قبل تهيه شده درباره موضوع مورد تدريس، و جلب توجه دانش آموزان به نگاره، از آنها مي خواهد تا نگاره را مورد بررسي قرار دهند و نام موضوعات، رفتار و احساسات موجود در نگاره را حدس بزنند. هر كلمه اي كه توسط دانش آموزان از نگاره استخراج مي گردد توسط خود آنان بر حاشيه تصوير و روي تابلو نوشته مي شود. دانش آموزان كلمات استخراج شده را مي خوانند، و با يك خط هركلمه را به تصوير مربوط به آن وصل مي نمايند. و درباره آن به بحث و پرسش و پاسخ با يكديگر و معلّم مي پردازند . سپس كلمات را بر روي كارتهايي مي نويسند و بر اساس ويژگيهاي خاص هر دسته از كلمات به طبقه بندي آنان مي پردازند. در پايان نيز با رسم جداولي بر روي تابلو، كلمات را طبق دسته بندي در گروههاي مختلف نوشته و هر گروه را با توجه به موضوع آن نامگذاري مي كنند.

زيبايي اين الگو در اين است كه به دانش آموزان كمك مي كند تا به تنهايي و به شكل مستقل از معلّم فعاليت نموده وخود به كشف، دسته بندي، و نامگذاري كلمات مختلف بپردازند. ضمن اينكه مهارتهاي خواندن و نوشتن دانش آموزان ر ا، به صورت همزمان مورد توجه قرار مي دهد. اين الگو با استفاده از حس بينايي و برقراري ارتباط چشمي با تصاوير و افزايش حجم بيشتر يادگيري مطالب، موجب به كار انداختن تفكر و قوه ي استنتاج دانش آموزان، در مراحل تكوين و درك مفهوم مي شود .

استفاده از اين الگو در سوادآموزي، خواندن و نوشتن براي دانش آموزان ابتدايي تحول چشمگیری را پديد مي آورد و براي بهره گيري در يادگيري ساير دروس و سطوح آموزشي نويدبخش است.