
مهارت هاي زندگي را به فرزندان مان بياموزيم

مهارت هاي زندگي چيست ؟
مهارت هاي زندگي توانايي هايي هستند كه با آموزش آنها كودكان مي توانند ويژگي ها و استعدادهاي خود را شكوفا كنند ،محدوديت ها و نقاط ضعف خود را شناخته و به رفع آنها بپردازند ، مسووليت هاي فردي و اجتماعي خود را به نحو احسن انجام دهند ، ارتباطات خوب و سالمي با ديگران داشته باشند ،تصميم هاي صحيح و درستي بگيرند ، بتوانند تعارضات و مشكلات خود را بدون صدمه زدن به خود و ديگران حل كنند ، خشم خود را كنترل كنند و با تنش هاي روزانه به طور موثر و سازگارانه كنار بيايند .
مهارت تصمیم گیری
اگر چه همه ما تصمیم می گیریم ولی همیشه تصمیم های هوشمندانه نمی گیریم . برخی از تصمیم گیری های غلط منجر به به پیامدهای ناخوشایند می شوند. مهارت تصمیم گیری به ما كمك می كند كه به طور صحیح در مورد اعمال مان تصمیم بگیریم و جوانب مختلف انتخاب ها و پیامدهای مثبت و منفی هر یك از آنها را در نظر بگیریم . تصمیم گیری مناسب و واقع بینانه موجب بالا رفتن سطح سلامت روانی ما می شود.
کودکان را در شرایط تصمیم گیری قرار دهیم و به تصمیم آنهااحترام بگذاریم
آموزش مهارت همدلي كردن
توان همدلي، صميميت، ابراز وجود، توان كنترل هيجان و احساس و برقراري ارتباط موثر ازجمله راهكارهاي اساسي براي دست يابي به مهارت دوست يابي است. در اين ميان همدلي كردن نقش ويژه اي دارد و والدين مي توانند با آموزش همدلي به شيوه هاي بسيار ساده، كودك را براي برقراري ارتباط با ديگران تشويق كنند. خوب است بدانيد همدلي در واقع ورود به دنياي احساس ديگران است و در همدلي كودك احساسات خود را مي شناسد، نسبت به احساسات ديگران آگاهي پيدا مي كند و مي تواند به درك درستي از احساسات ديگران برسد.
از طريق قصه گويي و بيان خاطرات ، كودكان را با احساسات مثبت و منفي ديگران آشنا كنيد
به فرزندتان اجازه دهيد براي مشكلات شان راه حل پيدا كنند
به كودكان اجازه دهيد كه در برطرف كردن مشكلاتشان، تصميم گيرنده باشند. مسئله اي كه بيشتر والدين با آن روبرو هستند اين است كه به غلط تمايل دارند خيلي سريع فرزندانشان را از مخمصه نجات دهند.

فرزندم وتکالیفش

همان گونه كه میدانیم والدین نقشی مهم در پیشرفت تحصیلی فرزندانشان ایفا میكنند. شما نیز با مشاركت در امور آموزشی و تحصیلی فرزندتان میتوانید بر روی شكاف بین خانه و مدرسه پلی ایجاد كنید به این طریق موفقیت فرزندتان را در امر تحصیل و زندگی تضمین نمایید.
میزان مناسب تكلیف خانه برای هر دانشآموز، بستگی به سن و مهارتهای او دارد. مقدار زمان مفیدی كه بچههای كودكستان تا پایه دوم ابتدایی میتوانند به انجام تكالیف اختصاص دهند، 10 تا 20 دقیقه در هر روز مدرسه است. در پایه سوم تا ششم این میزان میتواند 30 تا 60 دقیقه در یك روز مدرسه باشد.به علت اینكه قرائت متون، به ویژه در محیط خانه، برای بچهها بسیار مفید است، زمانی كه برای تكالیف خواندنی اختصاص داده میشود میتواند بیشتر از موارد پیشنهاد شده در بالا باشد.

تصویری جالب از منظومه شمسی

اردك مهربان
اردك مهربان

نقش پدران و مادران در فرآیند یادگیری خواندن و نوشتن کودکان

زبان، سنگ بنای خواندن است. بیشتر با فرزند خود حرف بزنید. وقتی با شما صحبت می کند با علاقه به حرف های او گوش فرا دهید. شما می توانید توانایی های زبانی و دامنه ی واژگان او را گسترش دهید. در ادامه ی این راه او قادر خواهد بود آنچه را در ذهن می پروراند به راحتی بیان کند.
در این جا به چند نمونه از فعالیت هایی که می توانید در پیشبرد این اهداف به انجام برسانید اشاره می کنیم:
- با فرزند خود بیشتر صحبت کنید:
هنگام خوردن غذا، حمام کردن و یا لباس پوشیدن. در این زمان ها از فرصت استفاده کنید، اشیایی را نام برید و از وی بخواهید تا آن ها را پیدا کند. رنگ ها، اندازه (بزرگ، کوچک، دراز،...) و شکل (مربع، دایره، نوک تیز، چین دار،...) را برای وی مشخص سازید.
برای او کتاب بخوانید و درباره ی کتاب صحبت کنید. تصاویر کتاب را به او نشان دهید و ارتباط آن ها را با کتاب مورد نظر برقرار سازید. آنچه را که در تصاویر می بینید، نام ببرید و همین کار را از وی بخواهید. از او بخواهید قسمت هایی از داستان را که بیشتر دوست دارد، برای شما بازگو کند و سپس درباره ی بخش هایی که تعریف کرده است، از او بپرسید.
- برای پیدا کردن ابزاری که به آن ها نیاز دارید، از او کمک بخواهید.
هنگام آشپزی، اجازه دهید که او مواد لازم را پیدا کند و وزن مواد را با همکاری او بسنجید. از او بپرسید که مشغول انجام چه کاری است و همواره به پرسش هایش پاسخ دهید.
مشغول انجام هر کاری که هستید، درباره ی آن به فرزند خود توضیح دهید. هنگام پخت غذا، گردش، خرید و بازدید از کتابفروشی با او سخن بگویید. بدون اینکه او را خسته کنید، در مورد آنچه که می بینید و می گویید از او بپرسید و بخواهید که در این کار مشارکت کند: پرسش هایی که پاسخ به آن ها تنها با بله یا خیر نیست، مانند: «گل های قرمز کجا هستند؟»، «اسمشان چیست؟»، «رنگ بقیه ی گل های باغچه چیست؟»
- با صبر و شکیبایی به پرسش های او گوش دهید و همان گونه به آن ها پاسخ دهید.
اگر متوجه پرسش اش نمی شوید، به او کمک کنید تا سوال خود را توضیح دهد. اگر پاسخ پرسش وی را نمی دانید، وقت آن است که به او نشان دهید پاسخ آن در یکی از کتاب های شما پیدا می شود. همراه با او دنبال آن بگردید و بدین ترتیب به او نشان دهید که کتاب مفید است.
- اجازه دهید فرزندتان داستانی تعریف کند و اگر تمام داستان را متوجه نشدید، با او داستان را تکرار کنید.
از او پرسش هایی بکنید تا بتواند آنچه را که قصد بیان آن را داشته توضیح دهد.
- از او بخواهید که در آشپزی به شما کمک کند.
فرزندتان می تواند در چیدن میز غذا و تزیین شیرینی به شما یاری رساند. درباره ی کاری که انجام می دهید، غذایی که او دوست دارد و بسیاری موارد دیگر، با او سخن بگویید.
- تلویزیون وسیله ی مناسبی برای بهبود سخن گفتن فرزند شما نیست.
افزون بر این، فرزند شما در برابر آنچه که در تلویزیون می بیند، نسبت به هنگامی که گوش فرا می دهد، بسیار منفعلانه تر برخورد می کند. اگر در خانه ی شما تلویزیون مدت زمان زیادی روشن است، در خاموش کردن آن لحظه ای درنگ نکنید و زمان بیشتری را برای سخن گفتن با وی اختصاص دهید.
از ۲ تا ۶ سالگی: به سادگی یادگیری الف، ب، پ،...
- حروف را به صداهای مربوطه وصل کنید، این کار بدین سادگی ها هم نیست، پس به هنگام مناسب کار را شروع نمایید. برای خود یک جدول حروف الفبا همراه با تصاویر زیبا و حروف برجسته با خاصیت آهن ربایی به کمک پارچه های مخصوص، قیچی و چسب تهیه نمایید.
- در اینجا به چند نمونه از فعالیت هایی که می توانید در پیشبرد این اهداف به انجام برسانید اشاره می کنیم:
- خیلی زودتر از آن که خواندن را بیاموزد نامش را بر روی کاغذ بنویسید و هر حرفی را که می نویسید به همان هنگام تلفظ کنید. نام او را در جاهای مختلف مانند در اتاق اش یا جعبه اسباب بازی های او بنویسید.
- صداهای حروف را به وی بیاموزید. بازی های صوتی و کلامی مناسب بسیاری برای این کار وجود دارند.
- حروف با خاصیت آهن ربایی را بر روی در یخچال نصب کنید. از او بخواهید تا نام حروفی را که می بیند و با آن ها به صورت خودجوش بازی می کند، برای شما بازگو نماید. با حروفی که در کلمات مورد استفاده وی وجود دارند بازی کنید و آن ها را حدس بزنید.
- در هر محیطی که هستید حروفی را که بر روی تابلوهای تبلیغاتی، آگهی ها، بسته بندی اشیا، کتاب ها و مجلات می بیند به او نشان دهید. بین سنین ۳ تا ۴ سالگی از او بخواهید تا حروف را جستجو کرده و نشان دهد.
- در همین سنین از او بخواهید تا نام خود را هجی کرده و بنویسد. برای بسیاری از کودکان نام آن ها نخستین واژه ایست که سعی در نوشتن آن می کنند تا به عنوان نمونه دست کم بتوانند کارت سالگرد تولد مادربزرگ خود را امضا نمایند. اگر در ابتدا وی نتواند کلماتی را به کار برد نگران نباشید زیرا این امر به موقع خود برطرف می شود.
- به همراه او یک جدول حروف الفبا تهیه نمایید. از او بخواهید تا تصاویری را که یک حرف مشخص را تداعی می کنند پیدا کند. برای نمونه برای حرف "خ" تصویر یک خانه، یک خرس و ... . شما می توانید تصاویری از یک مجله را بریده و یا عکس هایی را از یک شی تهیه نمایید. این تصاویر را در یک دفتر بچسبانید و از او بخواهید تا در کنار هر تصویر حرف آغازین مربوط بدان را بنویسد.
برچسبها: پدرومادر, خواندن, نوشتن, کودکان
با دانش آموزان پرخاشگر چه کنیم؟؟؟

عوامل موثر بر پرخاشگری
رفتارهای تهاجمی یا پرخاشگرانه از شایعترین اختلالات رفتاری انسان است. براساس بررسی های انجام شده، درصد زیادی از مشکلات رفتاری کودکان تحت عناوین مختلف به پرخاشگری مربوط میشود. وجود نظریات متنوع در این مورد حاکی از پیچیدگی موضوع است.
درباره منشاء و ریشه پرخاشگری از چند مسأله باید سخن گفت...
▪ منشاء غریزی و فطری:
طفل به همراه تولد خود این حالت را دارد و آماده پرخاشگری است که جلوه آن به صورت جنگ، دفاع، نزاعهای شخصی و درگیریهای جمعی در افراد دیده میشود.
▪ منشاء اجتماعی:
گروهی از روانشناسان این حالت را ناشی از آموخته های اجتماعی و مکتسبات آن میدانند و میگویند: نارضایتی فرد از محیط و اطرافیان و عقده هایی که از پدر و مادر، مدیر، معلم و مدرسه دارد سبب پیدایش این حالت و عقده در فرد میشود.
▪ منشاء غریزی و اجتماعی:
شاید بهترین نظر این باشد که بگوییم این حالت در افراد دارای ریشه و منشاء غریزی و اجتماعی است بدین معنی که اصل آن در افراد غریزی است. در همه افراد کم و بیش به صورت آشکار و نهان وجود دارد ولی به تدریج و بر اثر اکتساب، دامنه آن گسترده خواهد شد.
▪ کمبود توجه و عاطفه:
خصوصاً در هنگام کودکی و نیز طرد کودک از سوی والدین یا جدایی آنها که سبب احساس ناامنی در فرد میشود.
همچنین غیبت پدر یا اعتیاد والدین عاملی است در جهت تشدید رفتارهای پرخاشگرانه.
راه حل چیست؟
▪ آگاهی دادن:
این مسأله مهمی است که به دانش آموز تفهیم شود راه وصول به هدف از طریق پرخاشگری ممکن و درست نیست. داشتن زور و قدرت خوب است ولی به کار بردن آن به صورت وحشیانه امری نامطلوب است.
▪ اقدام به رشد فکری:
در موقع پرخاشگری نباید عصبانی شد و یا بر سر دانش آموزان داد کشید. این امر ممکن است اثری فوری داشته باشد ولی در دراز مدت کاری بیهوده است.
باید از جر و بحث و جار و جنجال دست کشید و از طریق ذکر داستانها و بیان مسائل حقایق و واقعیتها کوشید که سطح آگاهی و اندیشه او را بالاتر برده و او را به تدریج پخته و ورزیده سازد.
▪ آشنا کردن به حقوق دیگران:
این ضرورت حیات است که انسانها به حقوق و وظایف خود در قبال دیگران آشنا باشند و بدانند در برابر طرف مقابل چه موضعی باید اتخاذ کنند تا این گمان برایشان پیش نیاید که پدر و مادر و احیاناً دیگران موظفند هر رفتاری که از آنها بروز کرده متحمل شوند.
▪ آگاهی به زشتی امر:
همچنان فرد باید دریابد که با پرخاشگری عمل ناپسندی را انجام داده و هرگز از زدن و ویران کردن و پرخاش خود راضی نباشد.
▪ رفع ناکامیها و محرومیتها:
از میان برداشتن این عامل خود در تعدیل این حالت دارای نقش فوق العاده و اساسی است.
▪ ایجاد محیط صمیمی:
از طریق ایجاد روابط دوستانه و محیط صمیمانه و گرم تا حد زیادی زمینه را برای اصلاح و تعدیل او فراهم سازد و هم با ایجاد ملاحظات و رودربایستی ها زشتی و کراهت این امر را به او تفهیم کنید.
▪ ایجاد سرگرمی و اشتغال:
بیکاری و نداشتن یک وظیفه ای که آدمی را به خود مشغول کند سبب آن خواهد شد که حوصله اش سر برود و آماده پرخاشگری شود.
▪ در صورتی که پرخاشگری ناشی از علل فیزیولوژیک باشد مراجعه به پزشک و دارو و درمان، بسیار لازم و ضروری است. بدیهی است در این شرایط صورتهای مختلف درمان قابل اعمال خواهد بود.
به طور کلی باید برای افرادی که دارای این مشکل هستند بیشتر وقت گذاشت و با یک برنامه ریزی حساب شده راه حل های مناسبی را ارائه دهیم تا هم آن فرد پرخاشگر و هم اطرافیانش بتوانند به راحتی زندگی کنند و از کنار هم بودن لذت ببرند .
کودکان از ما می آموزند.
کودکان از ما می آموزند
اگر:
با نکوهش و انتقاد بزرگ شوند : محکوم کردن را می آموزند.
با تمسخر و ریشخند بزرگ شوند : خجول بار می آیند.
با رَشک و چشم و هم چشمی بزرگ شوند:حسود بارمی آیند
با شرم وخجلت بزرگ شوند : احساس گناه کردن می آموزند
با تمجید و تحسین بزرگ شوند :تقدیر و قدر دانی می آموزند
با شناخت و پذیرش خود بزرگ شوند: هدفمند بارمی آیند
با درستکاری وصداقت بزرگ شوند :معنای حقیقت وعدالت رامیفهمند
با دوستی و مهربانی بزرگ شوند:جهان را محلی زیبابرای زندگی می یابد
10 روش ساده برای راه یافتن شادی به زندگی

وقتی صحبت از شادی و نشاط به میان می آید، خیلی ها می گویند: "برو بابا دلت خو شه"! این شاه بیت کلام کسانی است که فکر می کنند با وجود گرانی، ناهنجاری های اجتماعی و مشکلاتی مانند این دیگر شادی مفهومی ندارد!
شاد بودن اما برخلاف تصور این افراد بستگی مستقیم به خود ما دارد. زندگی سخت است، فراز و نشیب دارد، پلشتی و سختی در آن کم نیست، اما آن کسی در زندگی هنرمند خوبی است که در حضور همه این موانع بهانه ای برای شادی پیدا کند.
روش های زیر مختصر و مفید به شما می گوید چگونه شادی را به زندگیتان راه دهید، اگرچه که همه چیز سر جای خودش نیست و زندگی هم سخت شده است.
1. طبیعت گردی
یکی از بهترین راه هایی راه یافتن نشاط و شاداب شدن همین طبیعت گردی است. پناه بردن به طبیعت و بهره گرفتن از آنچه خداوند بی دریغ و بی منت برای ما به ودیعه گذاشته، ساده تر آنچه فکر می کنید، شادی را به زندگیتان هدیه می دهد.
2. ورزش
اگر خواهان شادی و نشاط هستید، اولین گام این است که تنبلی را کنار بگذارید و کمی به خود تحرک دهید. ورزش آنقدرها هم که فکر می کنید، سخت نیست و می شود با کمی اراده و از آن مهمتر کنار گذاشتن تنبلی ورزش کرد و سرحال شد. حالا دیگر میل با خودتان است که شادی را به زندگی خود راه دهید یا خیر.
3. گذراندن زمان با افراد خانواده و دوستان
عزیزانتان می توانند بهترین راه برای شاد شدن شما باشند. سرتان شلوغ است، می دانم. خود ما هم همین وضعیت را داریم و به سخن دیگر هر کس گرفتاری های خاص خودش را دارد. اما از ما به شما نصیحت برای عزیزانتان وقت بگذارید تا ببینید که چه تاثیری شگرفی روی انرژی و روحیه شما خواهند داشت.
4. ابراز تشکر و قدردانی
غرور را کنار بگذارید و از کسانی که کاری برای شما انجام می دهند، قدردانی کنید. این کار می تواند ظاهرا خیلی کوچک باشد و چندان به چشم نیاید. اما همین ابراز تشکر ساده هم طرف مقابلتان را خوشحال و سرمست می کند و هم حس رضایت را به شما می دهد.
5. میانه روی
حد وسط را نگه داشتن و به عبارت دیگر افراط و تفریط نکردن همواره نتیجه مطلوب دارد و تفاوتی نمی کند که در چه کاری باشد. خیلی خوب یا خیلی بد، سیاه و سفید و تعابیری از این دست فقط اعصاب شما را بهم می ریزد. خاکستری بودن همان شاد بودن است.
6. خواب خوب و کافی
موقع خواب لطفا به همه افکار، دغدغه ها و هر آنچه مزاحم خوابتان می شود بگویید می خواهم بخوابم. باور کنید امکان پذیر است و می شود با قدعلم کردن در برابر چنین دغدعه هایی به خواب خوب دست یافت. نتیجه خواب راحت و کافی هم شادی و نشاط در طول روز است.
7. چالش با خود
به جای اینکه به زندگی دیگران سرک بکشید و سر از کار آنها درآورید، با خودتان چالش کنید. وقتی می خواهید کاری انجام دهید، از خود بپرسید برای چه باید این کار را انجام دهم. خود را قضاوت کنید و نه دیگران را. نتیجه خوبی دارد، چیزی در حد یک شادی و نشاط مفرط!
8. خنده
بخندید، حتی اگر در بدترین شرایط اقتصادی هستید. بخندید، حتی اگر از مشکلات و معضلات سختی رنج می برید. این یک شوخی نیست. شما قادر هستید که با خندیدن و فرستادن انرژی مثبت به درون خود مشکلات را راحتتر تحمل کنید و ساده تر به شادی دلخواه خود دست یابید.
9. در آغوش کشیدن عزیزان
از ابراز محبت و عشق خود به عزیزانتان طفره نروید. آغوش دوستان و خانواده مطمئن ترین مامن برای شاد شدن شماست. خجالت و کم رویی را کنار بگذارید و با تمام وجود آنها را در آغوش بکشید.
10. خوش بینی
آیه یاس خواندن و ایراد بنی اسرائیلی گرفتن کار آنهایی است که به هر بهانه ای می خواهند شادی را از خود دور کنند. اما خوش بینی و مثبت فکر کردن می تواند آرامش و در نتیجه نشاط را برای شما به همراه داشته باشد. البته به یاد داشته باشید که زیاد روی نکنید چون خوشبینی زیاد نتیجه اش بی خیالی است!
یک نکته از هزاران...

موانع خلاقیت در محیط خانواده
موانع خلاقیت در محیط خانواده

بسیارى از والدین، ناآگاهانه کودک خود را فقط با هدف تقویت مهارت هاى حافظه اى و انباشتن ذهن او از اطلاعات لغوى، تربیت و هدایت مى کنند و براى حافظه و هوش کودک اهمیتى بیش از حد قایل مى شوند. این گروه از والدین با اصل قرار دادن هوش و حافظه کودک از پرورش سایر توانمندى هاى ذهنى و روانى کودک خود که مهم ترین آنهاتفکر خلاق است، غافل مى مانند


براى خلاق بودن باید اول از ذهن، تعصبات و پیشداورى ها آزاد شد. آدم خلاق کسى است که چیزهاى تازه را امتحان مى کند. او هرگز نمى تواند مثل یک آدم آهنى رفتارکند. چرا که ربوت ها هرگز خلاق نیستند و فقط کارهاى تکرارى از آن ها سر مى زند.
همه بچه ها خلاق اند. همه بچه ها، هر کجا که به دنیا آمده باشند، خلاق اند، این ماهستیم که راه خلاقیت آن ها را سد مى کنیم و سپس شروع مى کنیم که راه صحیح انجام کارها را به آن ها آموزش دادن.تمام انسان ها با ظرفیت هاى لازم و کامل براى پرسشگرى و خلاقیت پا به دنیا مى گذارند.
در سنین بین هفت تا ۱۴ سالگى تغییراتى در کودک رخ مى دهد که چگونگى آن ذهن روان شناسان بسیارى را به خود مشغول داشته است.هر انسان در مغز خود دو نیمکره و بنابراین دو ذهن دارد. نیمکره چپ ذهنى غیرخلاق است، این قسمت به لحاظ فنى بسیار توانا است، ولى تا آنجا که به خلاقیت مربوط مى شود، به کلى ناتوان است، فقط وقتى مى تواند کارى را انجام دهد که قبلاً آن را آموخته باشد.
نیمکره راست درست عکس نیمکره چپ عمل مى کند. نیمکره راست، نیمکره اغتشاش است.

به هنگام تولد نیمکره راست فعال و
نیمکره چپ غیر فعال است. بعد ما آموزش به کودک را آغاز مى کنیم، آن هم از روى
ناآگاهى و به شکلى غیرعلمى. در طول سالیان عمر این ترفند را ناخواسته مى آموزیم که
چگونه انرژى را از نیمکره راست به نیمکره چپ جابه جا کنیم. چه طور تکمه بازدارنده
نیمکره راست را فشار دهیم و استارت نیمکره چپ را روشن کنیم. کوشش براى نابودى
نیمکره راست و کمک به نیمکره چپ و زمانى بین هفت تا ۱۴ سالگى بالاخره موفق مى شویم و به
هدف مى زنیم. این است تغییرى که در سنین نوجوانى از- هفت تا ۱۴ سالگى- رخ مى دهد.
از این پس دیگر او به یک شهروند رام و سربه راه مبدل مى
شود و مشغول آموختن شیوه هاى انضباطى، زبان، منطق و تمرین هاى یکنواخت شده است. در
مدرسه رقابت با دیگران را آغاز کرده و به یک آدم خودخواه تبدیل مى شود.
او به قدرت و پول علاقه مند شده و به این فکر مى افتد که
چه طور به مدارج بالاى تحصیلى صعود کند تا اقتدار بیشترى به دست آورد. چه طور مى
شود پول بیشتر داشت، خانه بزرگى دست و پا کرد و...
آموزش صرفاً پرورش حافظه است، از این راه با هوش نمى
شویم. بچه ها در بدو ورود به مدرسه زیرکى خاصى دارند، اما به ندرت ممکن است کسى
پایش را از دانشگاه بیرون بگذارد و هنوز باهوش باشد. دانشگاه تقریباً همیشه در
کارش موفق است، چون شما با مدرک بیرون مى آیید، ولى این مدارج تحصیلى را به
قیمت گزافى به دست آورده اید، به قیمت از دست دادن هوش و لذت زندگى.
منبع: روزنامه جوان
یک نکته از هزاران....

یک نکته از هزاران....
شادابي در مدرسه موجب رشد دانشآموز ميشود
شادابي در مدرسه موجب رشد دانشآموز ميشود

در شرايطي که بيشتر خانههاي شهري تبديل به آپارتمانهاي
کوچک و به دور از فضاهاي بازي شده است، حداقل کاري که ميتوان براي تامين بهداشت
جسمي و روحي كودكان و نوجوانان داشته باشيم، ايجاد فضاي شاديبخش در مدرسه است.
دانشآموزان چندين ساعت از روز را در مدرسه ميگذرانند و
اگر فضاسازي مناسبي در مدارس انجام شود، به شاد زيستن فرزندان خود کمک کردهايم.
شاداب سازي مدارس را بايد در ابعاد ظاهري و ابعاد معنوي
جست و جو کرد. همچنين براي دستيابي به تحقق آرمانهاي مربوط به شاداب سازي مدارس
بايد تحولي جدي در نگرش مديران و مسئولان نظام آموزش و پرورش ايجاد شود.

مهارتهای تحصیلی؛ راهی برای موفقیت
مهارتهای تحصیلی؛ راهی برای موفقیت

افراط در استفاده از تلویزیون و رایانه در روند یادگیری دانش آموزان اخلال ایجاد میكند
«مهارتهای تحصیلی» را فنون و روشهای یادگیری موثر میدانند. هماكنون یادگیری و مطالعه هدفمند نیز مثل بسیاری از فعالیتها و امور جاری نیازمند فراگیری و مهارت لازم است. همچنان كه برای بهترزیستن نیازمند كسب مهارتهای زندگی اعم از تصمیمگیری، حل مساله و كنترل خشم هستیم برای بهتر و موثرتر آموختن نیز باید خود را به علوم و فنون مربوطه مجهز كنیم؛ چراكه بهترین ساعات زندگی ما صرف آموختن و یادگیری میشود. این مهارتها شامل مهارت برنامهریزی، مهارت ایجاد انگیزه، مهارت مطالعه، مهارت تمركز حواس، مهارت یادداشتبرداری و مهارت خلاصهنویسی است.
تحقیقات انجامشده روی افراد مختلف نشان میدهد بازده مطالعه در دانشآموزان بسیار متفاوت است. بررسی علل این تفاوتها نشان داده علت اصلی این امر آن است كه برخی دانشآموزان از فنون و مهارتهای لازم برای مطالعه آگاهی دارند و آنها را نیز به كار میبرند، در حالی كه اغلب آنها از مهارتهای لازم آگاهی ندارند یا اگر اطلاع دارند از آنها استفاده نمیكنند و به اهمیت كاربرد آن واقف نیستند. یكی از مهمترین این مهارتها استفاده مفید از زمان یا همان «برنامهریزی» است. هدف از برنامهریزی، تحت كنترل درآوردن زمان و استفاده مفیدتر از آن است. فرد با برنامهریزی صحیح میتواند به میزان قابل توجهی در وقت صرفهجویی كند و از وقتهای اضافه نیز برای انجام كارهای مورد علاقه خود مانند گردش با دوستان یا تماشای فیلم استفاده كند. هدف از برنامهریزی هم جلوگیری از انباشتگی دروس، عقبماندن از كارها، یاس و دلزدگی از كار و درس و نبود اعتماد به نفس است كه وجود چنین مواردی به اضطراب و فشار بر حافظه منجر خواهد شد.
تقویت حافظه فرزندتان...
روش های فوق العاده برای افزایش حافظه فرزندتان :
آیا می خواهید حافظه کودکتان را افزایش دهید، این کار به سادگی انجام پذیر است البته ...
کـودک و ضـعـف حافـظـه
چه
کسی گفته ضعف حافظه فقط در افراد مسن پیش میآید؟ ضعف حافظه برای هرکسی صرفنظر از
سن میتواند پیش بیاید...
متاسفانه برخلاف آنفلوآنزا و سرماخوردگی، ضعف حافظه داروی مشخصی ندارد تا شما
بتوانید با مصرف آن به سرعت نتیجه دارو را ببینید و بتوانید ظرفیت حافظهتان را
بالا ببرید. مکملها و ویتامینها برای تقویت حافظه در همه داروخانهها پیدا میشوند
ولی واقعا در مورد هیچ کدام از آنها اثبات نشده که میتوانند روی بازگشت حافظه
تاثیر داشته باشند.
آیا کودکتان در به یادآوری اطلاعات مشکل دارد؟ شاید الان زمان آن است که کودکتان
را مورد بررسی قرار بدهید و ببینید که چگونه میتوانید به او کمک کنید تا بتواند
حافظهاش را تقویت کند.
خیلی تاسفبار است وقتی ضعف حافظه کوتاهمدت در بچهای اتفاق میافتد که در اغلب
اوقات اجتنابناپذیر است ولی خبر خوب این است راههایی وجود دارد که شما میتوانید
حافظه کودکتان را پرورش دهید.
بازی فکری
واضح است که بچهها
بازی کردن را دوست دارند. هر نوع از بازی آنها را جذب میکند. بنابراین از این
خصوصیت بچهها استفاده کنید و بازیهای فکری بدون محدودیت با آنها انجام
دهید.
بازیهای فکری و پازلها، بازیهایی هستند که این فرصت را به بچهها میدهند
تا آنها فکر کنند و استراتژیهایی را طراحی کنند. به این ترتیب، مغز آنها اجازه
پیدا میکند تا فعالیت داشته باشد و از این رو کودک این توانایی را پیدا میکند که
در آینده به ظرفیت بالاتری از حافظه دست یابد.
ولی تنها بازیهای فکری و پازلها کافی نیستند.
نشاط روحیروانی
این فرصت را به بچههایتان بدهید تا از نظر روحی و روانی هم فعالیت داشته باشند. روحی مرده و غیرفعال جلوی پیشرفت پروسه بازیابی و ذخیرهیابی اطلاعات را میگیرد.
بازی در زمین
بردن
بچهها به زمینهای بازی به صورت متناوب و مستمر به آنها کمک میکند تا فعالیت
فیزیکی و جسمی داشته باشند.
بچهای که دچار نوعی کمبود ارتباط با دنیای اطراف و بیرون باشد سست و بیحال
خواهد شد. وقتی بچه بیرون برده میشود تمایل پیدا خواهد کرد تا چیزهای جدیدی کشف
کند و این کار باعث میشود روح و روان او به فعالیت واداشته شود.
بچه در محیط بیرون و زمینهای بازی تصورش و تخیلاتاش را به کار میاندازد.
او یاد میگیرد، چگونه تاب بخورد، یاد میگیرد چگونه باید از سرسره پایین بیاید
و... . شاید کارهایی که او میکند به نظرتان خالی از نکته بیاید ولی وقتی از نزدیک
به کارهای او دقت کنید متوجه خواهید شد این فعالیتهای ساده به او اجازه میدهند
تا او قدرت فکری و روانی خودش را با دنبال کردن کشفیات جدید ناشناختهها
تقویت كند.
نمایش و گسترش توانایی
عقلی
مردم
اغلب به تلویزیون به چشم یک اختراع بد نگاه میکنند ولی نمایشهایی که در
استودیوها ضبط شده میتوانند باعث گسترش توانایی عقلانی بچهها شوند که شامل قدرت
به یادآوری نیز میشود. نوع خاصی از نمایشها میتواند به بالا بردن سطح
حافظه بچهها کمک کند. البته کارتونها در این زمینه تاثیر زیادی نخواهند داشت.
همه این نظریهها میتوانند به فرزند شما کمک کنند تا حافظهاش در مسیر
درستی تقویت شود. اگر این مشکل را نادیده بگیرید و این شانس را به بچهتان
بدهید که با همین مشکل ادامه دهد در آینده فرزندی خواهید داشت که باید درد ضعف
حافظه را تحمل کند در حالی که فقط ۷ سال دارد.
آشنایی با پنج ماده غذایی برای تقویت هوش کودکان

محققان به این نتیجه دست یافتند که مصرف پنج ماده غذایی میتواند باعث افزایش هوش کودکان شود.
اولین ماده غذایی ماهی سالمون "ماهی آزاد" است. این ماهی منبع غنی از پروتئین و اسیدهای چرب چون امگا 3 است. این مواد میتوانند سیستم عصبی را تقویت کنند.
دومین ماده غذایی سیب زمینی شیرین است. بهتر است ابتدا سیبزمینی را به ورقههای نازک بریده و با دارچین آن را دودی کنید. این ماده غذایی سرشار از آنتیاکسیدان و ویتامین آ است و میتواند با فعال کردن عصبها، قدرت تفکر را بالا ببرد.
تخم مرغ سومین ماده غذایی است. بهتر است روز را با تهیه املت خوشمزه با تخممرغهای تازه آغاز کنید. تخم مرغهای خانگی منبع غنی از چولاین که باعث گسترش فعالیت مغزی و حافظه میشود، هستند و برای کودکان بسیار مفید است. چولاین نوعی ویتامین حلال در آب بوده و جزو گروه ویتامینهای ب است.
توت فرنگی و قره قاط نیز جزو چهارمین مواد غذایی مفید و مغذی برای کودکان هستند. شما میتوانید با مخلوط کردن این میوهها با ماست، یک دسر خوشمزه برای کودکان تهیه کنید. این میوهها سرشار از آنتی اکسیدان هستند که ادراک، حافظه و ارتباط ذهنی را در کودک تقویت کرده و باعث رشد فکری و قدرت تمرکز میشود.
پنجمین ماده مغذی برای کودکان، حبوبات است. حبوباتی چون لوبیا چیتی، لوبیا قرمز، عدس، لپه و سایر حبوبات منبع غنی از اسیدهای چرب امگا 3 هستند که باعث خونسازی در رگها و تقویت سلولهای عصبی میشوند و از آنها میتوانید در سالاد، سوپ و یا آشهای مختلف استفاده کنید.[اسیدهای چرب ضروری را به رژیم غذاییتان اضافه کنید]
یا محمد (ص)

میلاد رسول اکرم(ص)
میلاد با سعادت آخرین پیام آور الهی ، پیامبر رحمت ، حضرت محمد مصطفی (ص) و سلاله
پاکش بر همه ی مسلمانان جهان مبارک باد

اگر فرزندتان تکالیفش را به درستی انجام نمی دهد...
هر کودکی ممکن است تفاوتهایی در روش انجام تکالیف خود داشته باشد. قبل از چند توصیه كه مي بايست والدين در اين مورد بدانند:
۱- عدم انجام تکلیف مدرسه را شخصی نگیرید
لجبازی حاصل کشمکش های زیاد و طولانی والدین در اثر شیوه تربیتی نادرست و در تعامل والدین با کودک بوجود می آید.بنابراین والدینی که معتقد به لجبازی فرزندشان هستند به سابقه ارتباط خود با فرزندتان حتی قبل از سنین مدرسه نگاه کنند.
۲-مدت زمان لازم برای انجام تکالیف توسط فرزندتان را بشناسید
مهمترین مطلبی که والدین باید بدانند مدت زمان مفیدی است که برای انجام تکالیف لازم است. این زمان برای سنین مختلف و بسته به شرایط دانش آموز متفاوت است. والدین هم باید شرایط سنی کودک را در نظر داشته باشند بطوری که کودکان و دانش آموزان پایههای ابتدایی را مدت زمان زیادی وادار به انجام تکالیف نکنند و هم شرایط دیگر مربوط به دانش آموز را.
صاحبنظران تعلیم و تربیت مدت زمات لازم برای انجام تکالیف را برای بچههای کودکستان تا پایه دوم ابتدایی 10 تا 20 دقیقه در هر روز و برای پایههای بعدی دوره ابتدایی 30 تا 60 دقیقه پیشنهاد کردهاند. بنابراین والدین نباید جهت یادگیری بهتر دانش آموز و با این تصور که هر چه زمان بیشتری صرف مطالعه دانش آموز شود یادگیری او نیز بیشتر خواهد شد مدت زیادی کودک خود را وادار به درس خواندن کنند. مسلما کودک در این مدت زمان اضافی به کارهای دیگری مثل خیالبافیهای ذهنیمشغول میشود.
۳-به روش انجام تکالیف توسط فرزندتان دقت کنید
اینکه روش خاصی را به آنها القا کنید یا بخواهید آنها را کمک و راهنمایی کنید به روش آنها توجه کنید. ببینید در چه مدت زمان بدون کمک شما میتواند تکالیفش را انجام دهد؟ چه اشکالاتی دارد؟ آیا خیالبافی در حین انجام تکالیف دارد؟ آیا مرتبا جای خود را عوض میکند؟ آیا در حین انجام تکالیف به کارهای دیگری هم میپردازد؟ یا اینکه حواس او به انجام تکالیفش است؟ پاسخ به این سوالها به شما کمک میکند.
۴-کودک را تشویق زبانی کنید.
چقدر کلمات را خوب روی خط نوشتی
-حالا دیگه می تونی حروف را به اندزه مناسبش بنویسی، آفرین.
-خوشحال می شم می بینم که تکلیفتو مرتب و تمیز می نویسی.
۵- به کودک امکان انتخاب بدهید
وقتی به بچه ها امکان انتخاب داده می شود، بهتر عمل می کنند ، چرا که احساس می کنندکنترل بیشتری بر زندگی خود دارند. بهتر است انتخاب های محدود به فرزند خود پیشنهاد کنید. او در معرض انتخاب بین انجام و عدم انجام تکلیف مدرسه نیست ولی می تواند در مورد زمان آن دست به انتخاب بزند:
اول بازی بعد تکلیف مدرسه
یا تکلیف مدرسه بعد خوردن خوراکی و تماشای تلویزیون. به تدریج کودک می فهمد هدف انجام کار است.
۶- مسئولیت انجام تکالیف و وظیفه شناسی در این مورد را به او واگذار کنید
برخی از والدین خود را مسئول کامل انجام تکالیف میکنند. به صورتی که در مدت انجام تکالیف بالای سر دانش آموز حضور دارند، زمان شروع انجام تکالیف را تعیین میکنند و راهنماییهای زائدی ارائه میکنند. هر چند لازم است والدین بویژه در سالهای اول دبستان و آمادگی با نظارت خود برنامهریزی و مسئولیت پذیری را به کودک خود آموزش دهند. اما برخی از والدین به اشتباه این مسئولیت را خود بر عهده میگیرند بنابراین نمیتوانند احساس مسئولیت در قبال انجام تکالیف را به کودکان خود یاد دهند. بطوری که اگر یک روز مادر حضور نداشته باشد اصلا به یاد هم نخواهد آورد که باید تکالیفش را انجام دهد.
بنابراین والدین با نظارت مفیدی که بر انجام تکالیف دارند کم کم باید کودکان را مسئولیت پذیر بار آورند. بطوری که در صورت عدم حضور والدین نیز احساس مسئولیت برای انجام تکالیف را داشته باشند. این والدین در سالهای بعدی تحصیل کمتر با مشکل درس نخواندن کودکان خود مواجه میشوند. به عبارتی چون والدین نمیتوانند در تمام دوران تحصیل در انجام تکالیف فرزندان خود نظارت مستقیم داشته باشند با افت تحصیلی آنها مواجه میشوند. در حالی که اگر این احساس مسئولیت را از دوران کودکی در کودک شکل داده باشند با مشکلاتی از این قبیل مواجه نخواهند شد.
۷- وقت و جای معین برای تکلیف مدرسه در نظر بگیرید:
احتمالا من و شما بتوانیم برای مدتی در محلی که صدای تلویزیون یا ضبط می آیدکمی مطالعه کنیم اگر چه کار آسانی نیست، اما از کودک نمی توان انتظار داشت در جایی که دور و برش خوراکی و اسباب بازی و یا تلویزیون روشن هست یا هر وسیله ی مزاحم دیگری تکالیفش را انجام دهد.بنابراین نیاز به اتاقی هست که برای چند دقیقه هم که شده بتواند کارش را انجام دهد.
فراموش نشود کودکان در این سنین اگر فضای مناسب هم داشته باشند دست کم تخیل گسترده دارند و نمی توان جلو خیالپردازی آنها را گرفت.از این روست که آنها نیاز به توجه و نظارت والدینشان دارند.
۸- برنامه ریزی داشته باشید
با کمک فرزند خود یک برنامه منظم برای انجام تکالیف تهیه کنید. برنامه را در یک محل مناسب و در دید او نصب کنید. برای تشویق او به انجام تکالیف میتوانید در مقابل هر روز که تکلیف آن را به موقع ، خوب و دقیق انجام داده یک علامت بزنید و در آخر هفته اگر توانسته باشد تکالیف خود را خوب انجام دهد و با توجه به تعداد ستارهها جایزهای به او بدهید.
بهتر است جایزه مورد نظر را در همان حین برنامه ریزی معین کنید و در آخر برنامه آن را یادداشت کنید و یا برای کودکان کوچکتر شکل آن را بکشید. به این ترتیب عملکرد کودک دائما در جلوی او قرار دارد و مسئولیت پذیری او نیز تقویت میشود. به تدریج میتوانید تعداد ستارهها را برای دریافت جایزه افزایش دهید. مثلا اگر در آغاز برنامه به ازای هر هفت ستاره میتوانست جایزه را کسب کند در مراحل بعد به ازای هر 14 ستاره میتواند به جایزه مورد نظر برسد.
۹- برنامه زندگی خود را تنظیم کنید
تنها تنظیم برنامهای منظم برای انجام تکالیف فرزندان کافی نیست. برای زندگی خانواده خود نیز برنامه منظمی داشته باشید. حتیالامکان از برنامههای فوق برنامه و بدون برنامهریزی قبلی خودداری کنید. مثل مهمانیها و تفریحهای بدون برنامه قبلی و... یا حداقل سعی کنید این برنامهها مقارن با زمان انجام تکالیف فرزندان نباشد. اگرشما یکبار برنامه او را به خاطر برنامههای خود به هم بریزید، راه را برای بینظمی او فراهم ساختهاید. در کارهای دیگر خود نیز با برنامه و مسئولیت پذیر باشد. تا الگوی مناسبی برای فرزندان خود باشید. فرزندان تعهد و مسئولیت پذیری را در خانواده و با مشاهده رفتار والدین یاد میگیرند.
۱۰- تكليف مدرسه كار كودك است نه والدين
گاها ديده شده برخي والدين بعد از اين كه از انجام تكليف توسط كودك نااميد مي شوند خود دست به كار شده و كار ناتمام فرزند را به گمان خود تمام نموده و در حق او به اصطلاح لطف ميكنند غافل از اين كه اين بزرگترين خيانتي است كه در حق كودك بيچاره روا مي دارند چرا كه با اين كار احساس مسوليت در قبال وظيفه محوله را از فرزند خود ميگيرند و او را فردي وظيفه نشناس بار مي آورند .
پس يادتان باشد حتی اگر کودک اصلا تكاليفش را انجام ندهد شما از انجام آن خود داري نمائيد! وظیفه والدين صرفا این است که امکانات لازم برای انجام این کار از سوی کودک را فراهم کنند. پس در کودک مسئولیت انجام تکلیف را از کودکی ایجاد کنید و هیچ وقت شما کار او را انجام ندهید.
بهترین هدایای والدین گرفتار به کودکانشان

هدیه اول یک شام خانوادگی
زمان شام، تنها زمانی است که تمام افراد خانواده دور هم جمع میشوند و حس ارتباط و پیوند واقعی در بین آنها بهوجود میآید که مسلماً بدون آن، کودکان احساس انزوا و تنهائی میکنند. برای دست یافتن به نتیجهٔ بهتر، هنگام صرف شام تلویزیون را خاموش کنید و تا همه سر سفره حاضر نشدهاند غذا را شروع نکنید. اگر فرزند نوجوانی دارید که مشغول صحبت با تلفن است و شما بدون حضور او شامتان را صرف کنید، در واقع نشان دادهاید که وی ارزش منتظر شدن را نداشته است، به همین ترتیب همه باید صبر کنند تا آخرین عضو خانواده نیز غذا را تمام کند زیرا شام یک رویداد خانوادگی است.
کتاب خواندن برای کودکان یا همراه آنان
همراهی با کودک در مطالعهٔ کتاب علاقهٔ شدید در او بهوجود میآورد. کودکان عمدتاً در طول تعطیلات تابستانی، فرصتهای یادگیری را از دست میدهند اما والدین میتوانند به راحتی از این بطالت وقت جلوگیری کنند. مثلاً میتوانند هر شب برای کودکان خود کتاب خوانند، حتی بعد از آنکه کودک خواندن را کسب کرد، این کار را ادامه دهند. یکی از متخصصان روانشناسی معتقد است ”برای کودکان برنامهٔ کتابخوانی در نظر بگیرید و طبق آن هر هفته یک کتاب برایشان بخوانید یا آنها را به کتابخانه ببرید. همچنین میتوانید در انتخاب موضوع مورد علاقه به کودک کمک کنید و در پایان هفته در مورد کتابی که مطالعه کرده به بحث و گفت و گو بپردازید.
هدیه سوم
تماشای جمعی تلویزیون
