( مشکلات آموزشی و تفاوتهای فردی )


همان طوری که اشاره شد آگاهی از وجود تفاوت‌های فردی در میان انسان ها به اندازه‌ی خلقت انسان قدمت دارد، از این رو 
دانش آموزان بنا بر ضرورت نيازهاي دروني و فطري خويش و به صورت طبيعي به تحصيل علاقه مند بوده و اغلب آنان از بهره هوشي لازم براي انجام تحصيل در مقطع مربوط به خود برخوردارند و بنا به گفته بنيامين بلوم دانش آموزان قادر به کسب اهداف آموزشي هستند 

و تنها زمانیادگیری براي آنها متفاوت است. به همین دلیل است که باید در فرایند یاددهی و یادگیری به تفاوت های فردی توجه شود.

 لزوم توجه به تفاوت‌های فردی در تعلیم و تربیت‌

مشاهده کودکان در نخستین روزهای زندگی به ما نشان می‌دهد که آنان از همان ابتدای زندگی با هم تفاوت‌هایی دارند. این تفاوت‌ها در تمام جنبه های قابل مشاهده، وجود دارد و همزمان با رشد کودکان ظاهر و پایدارتر می‌شود. تفاوت‌هایی در شکل ظاهر بدن، فعالیت، حسّاسیّت و تحریک‌پذیری، شدت واکنش، دامنه توجه و نظم طبیعی و سازگاری با محیط و قدرت یادگیری و...

بسیاری از این تفاوت‌ها می‌تواند در چگونگی رشد کودک تأثیر بگذارد و بسیاری نیز می‌تواند تحت تأثیر محیط قرار بگیرد. دانستن این نکته که درمیان دانش‌آموزان مدارس تفاوت فردی وجود دارد به معلّمان و والدین و سایر افرادی که با کودکان ارتباط دارند کمک خواهد کرد تا در مواجهه با خصوصیّات رشد و اختلالات رشد و نیز امر آموزش و پرورش و شیوه برخورد با دانش‌آموزان و انتخاب روش تدریس مناسب بطور عملی‌تر وعینی‌تر برخورد نمایند. و از این طریق در تثبیت بیشتر یا تعدیل این‌گونه رفتارها مؤثر باشند در این رابطه می‌توان نکات زیر را خاطرنشان ساخت.

نباید انتظار داشت که همه‌ی کودکانی که در یک سن مشابه  قرار دارند به یک شیوه معینی رفتار کنند مثلاً از یک کودک باهوش طبیعی و هنجاری که از یک محیط فرهنگی محروم می‌آید نباید انتظار داشت که همانند یک کودکی که با همان توانایی هوشی دارای والدینی است که در سطوح بالایی از تعلیم و تربیت قرار دارند و فرزند خود را در آموزش‌هایش مورد حمایت و تشویق قرار می‌دهند از قدرت‌های تحصیلی یکسانی برخودار باشد و یا در آموزش از یک میزان یادگیری برخوردار باشد.

در تربیت کودکان هم از روش‌های مشابه نمی‌توان استفاده کرد ممکن است روشی که برای یک کودک مناسب باشد و ما را با موفقیت روبرو سازد برای دیگری مناسب نباشد و ما را با شکست روبرو سازد. بطور مثال ممکن است کودکی به روش کنترل قدرتمندانه از طرف اولیاء و مربیان پاسخ مساعدی بدهد زیرا این روش به او احساس امنیت می‌دهد ولی کودک دیگری ممکن است در مقابل همین روش از خود مخالفت، رنجش و خشم نشان دهد یا یک کودک ممکن است در رقابت با سایر کودکان واکنش مناسبی از خود نشان دهد در حالی که کودک دیگری ممکن است در رقابت با دیگران دچار تنش گردد و رفتار عصبی از خود نشان دهد.‌ ‌

تفاوت‌های فردی، برای هر فردی اعتبار و مسئولیت ویژه‌ای به همراه دارد و او را به صورت یک وجود مستقل مطرح می‌سازد و این ویژگی‌های مستقل افراد است که مردم را به یکد‌یگر علاقه‌مند می‌سازد و به عنوان مثال کودکی که در تفکرات و رفتارش از خود ابداع و خلاقیتی را نشان می‌دهد در گروه همسال خود بطور فعال‌تر شرکت خواهد کرد تا کودکی که در او هیچگونه ابداع و خلاقیّتی وجود ندارد و درست همانند همسالان خود فکر می‌کند، صحبت می‌کند و یا عملی را انجام می‌دهد.

کودکان را نباید با هم مقایسه کرد. آنها دارای استعدادهای متفاوتی هستند. مقایسه کردن و موفقیت‌ دیگران را به رخ فرزند کشیدن و انتظارات غیرواقع‌بینانه از او داشتن و تفاوت‌های فردی را نادیده گرفتن خطاهای تربیتی مهمی هستند. مقایسه زمانی می‌تواند درست باشد که دو نفر از هر جهت در شرایط مساوی باشند، تنها در این صورت است که می‌توان انتظاری یکسان از آن دو داشت. انسان‌ها معمولاً از لحاظ استعدادهای گوناگون یکسان نیستند برخی ازنظر هوشی ضعیف و برخی دیگر قوی هستند و بر این اساس موفقیت تحصیلی آنها یکسان نیست و نمی‌توان انتظار یکسان از آنها داشت بنا براین پدر و مادر و همین طور معلمان و مربیان باید سعی کنند استعدادهای کودکان و نوجوانان را بدرستی شناسایی کنند و آنها را در زمینه‌هایی که آمادگی و استعداد بیشتر دارند، هدایت کنند. و آنها را یاری دهند که استعدادهای خود را در آن زمینه‌ها شکوفا سازند.

معلّمان باید نسبت به اختلافات فردی یادگیرندگان با احترام برخورد کنند و در یادگیری مطالب درسی هرگز دانش‌آموزان را به رقابت با یکدیگر وادار نکنند و از یکسان بار آوردن آنها بپرهیزند. اگر معلّمان به تفاوت‌های فردی فراگیرندگان توجه کنند تقریباً می‌توان مطمئن شد که در هر کلاس همه آنان به اهداف و استاندارد‌های ملی آموزشی دست می‌یابند. بیان یک موضوع و تدریس یک کتاب خاص در یک کلاس، هرگز به معنای آن نیست که همه دانش‌آموزان به صورت کاملاً یکسان درک نموده و از آن بهره می‌جویند. بعضی از دانش‌آموزان زودتر می‌فهمند و بعضی نیاز به زمان و توضیح بیشتری دارند.

در واقع معلّمی که با اصل تفاوت‌های فردی آشناست از همه شاگردانش در فهم و درک موضوعات و ارائه پاسخ‌ها انتظار یکسان ندارد. توجّه به تفاوت‌های فردی مربی را از قضاوت‌های عجولانه و ناروا در مورد رفتارهای دانش‌آموزان به دور داشته و در پی بردن به علت واقعی بسیاری از رفتارهای ظاهراً نامطلوب ایشان نظیر سؤالات مکرر، شیطنت‌ها، گوشه‌گیری‌ها، تجدید شدن‌ها، مردود شدن‌ها و به اصطلاح تنبلی‌ها کمک می‌کند.

● مشکلات جسمي: 

هرگونه مشکل جسمي فرد ممکن است به تاثير منفي در روند يادگيري او منجر شود. اساساْ مشکلات جسمي را مي توان به دو دسته تقسيم کرد. دسته اول، مشکلاتي است که به دليل حالت فيزيکي جسم، فرد را در يادگيري دچار مشکل مي کند. به عنوان مثال دانش آموزي که چشمش به خوبي تابلو را تشخيص نمي دهد يا دانش آموزي که گوش وی به خوبي مطالب را نمي شنود و يا يادگيرنده اي که به خاطر ضعف جسمي قادر نيست مدت زمان کلاس را با آرامش بگذراند. چنين افرادي حتي با بهره هوشي کافي در يادگيري و کسب مهارت ها قادر نيستند از استعداد واقعي خود بهره بگيرند. دسته دوم مشکلات جسمي، حالت رواني و عاطفي ايجاد کرده و مانع ابراز وجود شخص يادگيرنده مي شوند. به همين دليل او قادر نيست از استعداد واقعي خود بهره برده و آن را آشکار سازد. براي پيشگيري از بروز چنين شرايطي، لزوم توجه به بهداشت جسمي و رواني دانش آموزان بسيار مهم است.

مشکلات عاطفي:

 بعضي از دانش آموزان دچار مشکل عاطفي هستند. دانش آموزي که نتواند به تناسب سن خود رفتار موردانتظار جامعه (رفتار عادي) را از خود ظاهر سازد، مثلا در مقابل تذکرات عادي معلم يا والدين به گريه بيفتد يا در رويارويي با حوادث عادي دچار اضطراب و نگراني بيش از حد شود، در مقابل شوخي هاي دوستانه هم کلاسي ها دچار خشم شديد و نگراني گردد و خلاصه رفتاري انجام دهد که با رفتارهاي عادي مغايرت داشته باشد، ممکن است دچار مشکل عاطفي بوده و اين امر بر روند آموزشي او تاثير منفي بگذارد. علت تاثير منفي چنين روحيه اي عدم سازگاري دانش آموز با محيط کلاس، جامعه و هم کلاسي هاست. چنين فردي هم از طريق هم کلاسي ها منزوي مي شود و هم به دليل تلقي ناخوشايند از هرگونه رفتار معلم و والدين، مستمرا دچار بحران روحي است و بنابراين از محيطي که در آن اين گونه بحران ها برايش ايجاد مي شود، بيزار و فراري مي گردد.

مشکلات تدريس معلم:

 والدين گرامي بايد بدانند که ممکن است علت بيزاري از درس يا مدرسه و يا عدم انجام تکاليف نوعي عدم علاقه مندي به معلم باشد. عدم علاقه مندي به معلم داراي دلائلي است. از جمله اينکه معلم در نحوه تدريس خود بايد طيف متفاوت دانش آموزان و تفاوت هاي فردي آنان را در نظر بگيرد تا حتي المقدور از بروز مشکلات جلوگيري به عمل آيد. معلم بايد بداند طيف استعدادها، تمامي دانش آموزان قوي و ضعيف را شامل مي گردد. وي حتي در تقسيم نگاه ها، محبت ها و توجهات به دانش آموزان بايد عدالت را رعايت نمايد.

مشکلات خانوادگي:

 مشکلات خانوادگي، طيف وسيعي از مسائل را از اختلاف بين پدر و مادر گرفته تا برخوردهاي غيرمعقول همچون خشونت بيش از حد، عطوفت زياد، روابط اعضاي خانواده با هم، موقعيت دانش آموزان در بين اعضاي خانواده، مشکلات رفتاري والدين و بسياري از مسائل ديگر را شامل مي گردد.

مشکلات ناشي از توقعات بيجاي مربيان و والدين:

 بايد ميزان توقع مربيان و والدين از دانش آموزان معلوم باشد. اگر پدر و مادر و معلم از ميزان استعداد و توان يادگيرنده اطلاع درستي نداشته باشند و او با حداکثر تلاش و براساس استعداد خود قادر نباشد از حمايت و تشويق والدين و مربيان خود بهره گيرد و از اينکه نتوانسته است به شرايط مورد دلخواه آنان نائل آيد، دستخوش بي علاقگي، بي تفاوتي، افت آموزشي و حتي بيزاري خواهد شد. زيرا آنها مي بينند که به رغم تلاش و کوشش و برخورداري از بهره هوشي و استعداد لازم، مورد انتقاد و بي مهري والدين و يا حتي مربي قرار مي گيرند.

نتیجه‌گیری‌:

 یادگیرندگان مختلف با سرعت‌های متفاوت می‌آموزند. روش آموزش معلّم باید به گونه‌ای طرح‌ریزی شود که دانش‌آموزان بتوانند با سرعت متناسب با توانایی‌های خود پیش بروند. بعضی از یادگیرندگان نیاز به توجه و کمک بیشتری از سوی معلّم دارند و لازم است تکالیف و تمرین‌های بیشتری انجام دهند تا به هدف‌های آموزشی درس مسلط گردند، در حالی که برخی از آنها با اندک راهنمایی می‌توانند راه خود را بیابند و سریعاً به مقصد برسند. معلّم باید در اجرای روش‌های آموزشی خود تفاوت‌های فردی دانش‌آموزان و مشکلات آنان را در توانایی و سرعت یادگیری در نظر گیرد و فنون آموزشی متناسب با آنها را مورد استفاده قرار دهد بنابراین وجود تفاوت‌های فردی ایجاب می‌کند که در مورد هر کسی از روشی مناسب با روحیه او استفاده شود و اگر روشی درباره فردی یا افرادی کارساز بود آن را به همه با خصوصیاتی متفاوت تعمیم نداد و از برخوردهای کلیشه‌ای در تعلیم و تربیت پرهیز کرد. در غیر این صورت به افت تحصیلی فرد خواهد انجامید.

افت تحصيلي:

 افت تحصيلي نوعي کاهش عملکرد تحصيلي و درسي دانش آموزان از سطحي رضايت بخش به سطحي نامطلوب محسوب مي شود. بهترين شاخص براي تعيين افت تحصيلي دانش آموزان مقايسه و سنجش سطح عملکرد تحصيلي آنان با ميزان توان و استعداد بالقوه آنان است.